
جایی رو که خودم روش کنترل نداشته باشم دوست ندارم.
اینم برای پردیس که بفهمه بلد شدم و بچه گلوی خودشو پاره نکنه:
i wanne come to you...
یه جمله خیلی قشنگ توی فیلم داشت:
اگه نتونم ببخشمت لیاقتتو ندارم!(نمیتونم اینجا انگلیسی بتایپم!!)
دیشب هم فیلم پرستیژ رو دیدم.خیلی خیلی قشنگ بود. پیشنهاد می کنم ببینیند.تا آخر فیلم اگه خودتونو بکشید هم نمی تونید حدس بزنید که چی میشه...
قراره روی سایتهای مربوط به انتخاب و سفارش کتاب کار کنم. البته بیشتر فارسی. کلی سایتهای خفن روزگار پیدا کردم که دارم حالشو می برم اینجا.
من دیروز به این نتیجه رسیدم که نسیم در حد خودش یک دخمل نمونه هست و من دوسم میاد ازش.حالا این چه ربطی به این پست داشت بماند.
من کماکان دلتنگ کپلم هستم.
من امروز خیلی حالم خوبه!
دلم هم واسه کپلم تنگ شده...
همین.
يادمه دفعه اول كه ديدمش به پرو گفتم كه قيافش واسه من خيلي آرامش بخشه و هنوز هم همه چيش حتي نخودي خنديناش به من آرامش ميده. حتي اين روزها كه شايد از سخت ترين روزهاي زندگيش باشه آرامشش رو تحسين ميكنم...
ديروز ظهر زنگ زد كه بريم نمايشگاه نون!من هم پريدم و رفتيم.اما خانم پياده روي اصلا اهل نون خوردن و مخصوصا ژله فرمند خوردن نبود. بعد از نق هاي فراوان اينجانب به خانمه گفت يه ژله هم واسه اين بچه من بدين و خانمه ۲تا ژله داد.يكيش رو كه انداختم دور و اون يكي ديگه رو از بس نق زده بودم بايد تا آخر مي خوردم!ولي مردم تا قيطوندم(اين يك اصطلاح كاملا شيرازي هست به معني: مردم تا قورت دادم)
آخر نمايشگاه هم كه مستفيظ شديم با لواشك زرشك اصل!!!
خيلي دوست دارم مانا....
بعدش فقط به این فکر میکردم که میتونم چند سال دیگه بازم به این عکس نگاه کنم و از یادآوری خاطرش خوشحال باشم یا نه؟
هیجان بعدی این بود که اونجا تنهایی رو دیدم.یه کم شک کردم که خودش باشه یا نه و در اون لحظه هم اسم اصلیش یادم رفته بود.سلام کردم و گفتم آقای تنهایی؟فکر کنم یک کم شوک زده شد که اونجا کسی با این نام صداش کنه...اما خیلی جالب بود.گفت به جای من هم نقاشی بکشید و من هم کشیدم.من از چمن شروع کردم.ارشیا هم به قول یک مردی سبک کوبیسم داشت بچه.فرناز هم به تقلید از من چمن کشید ولی رها(مایه افتخار ما)خرم شهر رو کشید.یه دریا با یه قایق و درختهای نخل.احتمالا همین نقاشی اول میشه.یه آقای مو سفید هم اونجا بود که آخر کار از بس ما جیغ جیغ کردیم و نقاشی نمودیم اومد و نشست پشت یکی از بومها.خلاصه خیلی خیلی باحال بود............................
تازه بعدشم می خواستم برم تاب بازی که وقت نداشتیم.